هفتسال بیخبری؛ امین ضامنی محاوی، معترض آبان۹۸ کجاست؟
«ایرانوایر» به اطلاعاتی دستیافته که نشان میدهد خانواده «امین ضامنی (محاوی)»، جوان ۲۰ساله عرب اهوازی و از معترضان آبان ۱۳۹۸ از روز ۲۶آبان۹۸ که برای آخرینبار در تظاهرات در محله «کمپلوی جنوبی» اهواز دیده شده، از او بیخبرند. بر این اساس، او که قصد شرکت در آزمون ورودی دانشگاه را داشته، بهرغم تلاش خانوادهاش برای منصرف کردن از حضور در اعتراضات، گفته که شرکت کردن در اعتراضات را «وظیفه» خود میداند و بدون مدارک هویتی و موبایل راهی خیابان شده است.
یک منبع مطلع و از اعضای سازمان حقوقبشر «کارون» که با نزدیکان این جوان صحبت کرده میگوید که خانواده در تمام این هفتسال از تلاش برای یافتن نشانی از او دست نکشیدهاند و بهرغم غم و اندوه بسیار هنوز چشمانتظارند و امیدوار که شاید جوانشان از راه برسد و به خانه بازگردد.
امین ضامنی کجاست و چه بر سرش آمده است؟
به گفته یک منبع آگاه و از اعضای سازمان حقوقبشر کارون که بهدلایل امنیتی نام او نزد ایرانوایر محفوظ است، امین متولد ۵مرداد۱۳۷۸ است. او زمانی که فقط ۲۰سال داشته در جریان اعتراضات آبان۱۳۹۸ به خیابان میرود و از آن زمان خانواده هیچ رد و نشانی از او نیافتهاند.
پیشتر، سازمان حقوقبشر «کارون» در گزارشی از «ناپدیدسازی قهری» این جوان معترض خبر داده بود. در گزارش کارون که روز چهارشنبه هشتم مهرماه منتشر شده، آمده که «پیگیریهای مداوم و مستاصلانه خانواده او از نهادهای امنیتی و قضایی بینتیجه مانده است.»
قبل از آنهم. «کانون حقوقبشر ایران»، نزدیک به سازمان مجاهدین خلق در مردادماه ۱۴۰۲ در گزارشی از استمداد خانواده ضامنی از مردم برای پیدا کردن نشانی از فرزندشان خبر داده است.
اما آخرینبار امین همان روز ۲۶آبان۱۳۹۸ وقتی موقع خروج از خانه برای شرکت در اعتراضات با مخالفت خانوادهاش مواجه شده، توسط خانواده دیده شده است. او اسناد هویتی و گوشی تلفن خود را از ترس بازداشت و پروندهسازی با خود نمیبرد و راهی خیابان میشود.
به گفته منبع مطلعی که با ایرانوایر صحبت کرده در خیابان و در محدوده محله «کمپلو» در اهواز هم دوستان و همکلاسیهای دوران مدرسه امین تا زمانیکه سرکوب معترضان آغاز شده، او را دیدهاند: «بچههای محله به خانواده گفتند که امین را بین معترضان دیدیم. همانجا بود تا زمانی که نیروهای امنیتی به سمت ما حمله کردند. وقتی با باتوم، تیراندازی و گاز اشکآور به ما حمله کردند دیگر او را ندیدیم.»
کمپلو یا «کوی انقلاب»، یکی از محلههای اهواز است که در بخش غربی این شهر واقع شده و توسط خیابان انقلاب اهواز به دو منطقه کمپلوی شمالی و کمپلوی جنوبی تقسیم میشود. منبع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده میگوید که مکان دقیق آخرین جایی که امین ضامنی دیده شده در محدوده کمپلوی جنوبی بوده است.
به گفته این فعال حقوقبشر عرب و زندانی سیاسی سابق، خانواده اطمینان دارند که او به اعتراضات رفته. چون خود علنا اعلام كرده و وقتی با مخالفت خانواده روبهرو شده حتی با پدر و مادرش بحث هم کرده و گفته شرکت در اعتراضات را «وظیفه» خود میداند.
این عضو سازمان حقوقبشر کارون ادامه میدهد: «خانواده دو سه روز بعد از بیخبری از پسرشان مراجعه میکنند به مراکز قضایی، کلانتریها، سازمانهای امنیتی از جمله اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات. مراجعه میکنند به زندان سپیدار و شیبان ولی خب خبری از بچهشان نبوده. همه میگویند اینجا نیست و او را ندیدیم. حتی سردخانهها را هم میگردند شاید نشانی از فرزندشان پیدا کنند ولی هیچ.»
به گفته این فعال حقوقبشر، خانواده پس از آن به دادگاه انقلاب میروند و یکی از کارکنان دادگاه انقلاب تایید میکند که یک بازداشتی با این نام وجود دارد، اما بار بعدی که به دادگاه انقلاب مراجعه میکنند، به آنها گفته میشود که پرونده چنین فردی را اینجا نداریم: «کلا خانواده سردرگم میماند که فرزندشان الان زنده است یا نه.»
در پیگیریهای از سر استیصال خانواده ضامنی، حدود یک ماه بعد از ناپدید شدن امین، یک فرد شاغل در یک نهاد امنیتی به خانواده میگوید که اطلاعات سپاه، امین را بازداشت کرده و حتی قرارگاه«ابوالفضل العباس» سپاه در اهواز از او شکایت کرده و پرونده را به دادگاه انقلاب اهواز فرستاده است.
پس از آن این فرد به آنها میگوید که بروند وثیقه تهیه کنند چون بهزودی امین از بازداشتگاه امنیتی به زندان منتقل خواهد شد: «حدود آذر ۱۳۹۸ و یک ماه بعد از بازداشتش بوده. خانواده را امیدوار میکنند اما در مراجعه بعدی، دادگاه انقلاب همهچیز را رد میکند و میگوید که اصولا چنین فردی پروندهای در دستگاه قضایی ندارد.»
با توجه به مشخصات هویتی امین ضامنی که در اختیار ایرانوایر قرار گرفته، بررسیهای ما نشان میدهد در میان بیش از ۳میلیون و چهارصد پرونده قضایی که گروه هکری «عدالت علی» در وبسایت «عدل ایران» منتشر کرده، هیچ پروندهای بهنام امین ضامنی نیست. تلاش ایرانوایر برای یافتن نشانی از امین ضامنی در دستگاه قضایی ایران از طریق منابع دیگر نیز تاکنون بینتیجه مانده است.
اعلام مفقودی و ناتوانی پلیس از یافتن نشانی از امین
فرد مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده و با یکی از نزدیکان امین صحبت کرده میگوید که خانواده پس از ناامیدی از یافتن امین در دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی نزد پلیس اعلام مفقودی میکنند.
اما از آن زمان، تحقیقات پلیس هم حتی به یافتن نشانی از او منجر نشده است: «شکایت ثبت میکنند که پسرمان مفقود است حتی حاضریم جنازهاش را به ما بدهید فقط میخواهیم بدانیم کجاست. تا الان هیچ خبری نشده. خانواده بعد از هفت سال همچنان پیگیرند و همچنان نمیدانند پسرشان کجاست.»
به گفته این شخص آگاه، خانواده از سال ۱۳۹۹ شروع به اطلاعرسانی و رسانهای کردن ناپدید شدن فرزندشان میکنند: «سعی کردند از جاهای مختلف صدایی باشند برای پسرشان شاید اطلاعرسانی و رسانهای شدن مساله امین باعث شود خبری از او بشنوند.»
این عضو سازمان حقوقبشر کارون با تاکید بر اینکه حال خانواده بد است و پدر و مادر امین بیمار شدهاند اما هنوز امیدوارند از او خبری بشنوند، میگوید: «این چشمانتظاری واقعا دردناک است.»
میکُشند و محل دفن هم نشان نمیدهند
فرد مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده با تاکید بر اینکه بی خبر نگهداشتن خانوادههای فعالان و معترضان عرب در استان خوزستان، در دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی، یک رویه است، میگوید: « در ۴۸سال گذشته، خانوادههای بسیاری در اهواز فرزندانشان اعدام شدهاند و جنازهای به آنها تحویل ندادهاند یا حتی نمیگویند کجا دفن کردهاند. خانوادهها هم همچنان فکر میکنند شاید پسرمان اعدام نشده و همچنان زنده باشد و برگردد.»
او ادامه میدهد: «حتی به خانوادهها این حق را نمیدهد که جسد بچههایشان را ببینند. ما معترض بسیاری را داریم که کشته شدند ولی پیکرشان هیچ وقت تحویل داده نشده. مشهورترین نمونهاش احتمالا سرکوب نیزار ۱۳۹۸ بود که دهها کشته داشت، دهها کشته بیهویت؛ کشتههایی که تا الان هم معلوم نیست کجا دفن شدهاند، جسدهایی که سوخت و خاکستر شد.»
او با تاکید بر اینکه موارد بسیاری در گذشته و حال حاضر وجود دارد که شاهدان عینی گفتهاند فرد معترض کشته شده ولی خانواده هیچ پاسخی از نهادهای رسمی مبنی بر کشته شدن یا زنده بودن فرزندشان نگرفتهاند، میگوید: « موضوع این است که حتی ما بهعنوان یک نهاد حقوقبشری نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که چه بر سر این جوان و جوانهای دیگری که ناپدیدسازی قهری شدهاند، آمده است. در همین پرونده قلعه چنعان، دستکم سه نفر مفقود شدهاند. شاهدان عینی میگویند که دیدهاند که کشته شدهاند، اما حکومت نه تایید میکند و نه پاسخی میدهد.»
اشاره او به پرونده قلعه چنعان است که پیشتر کارون گزارشهایی درباره حمله نیروهای امنیتی به چند جوان که قصد برگزاری تجمع را داشتند منتشر کرده است. بر اساس اطلاعاتی که منابع مطلع و این سازمان حقوقبشری پیشتر در اختیار ایرانوایر قرار دادهاند، در پی حمله ۱۸اسفند۱۴۰۴ سپاه پاسداران به روستای قلعه چنعان، دستکم ۵نفر مفقود و ۱۴نفر بازداشت شدهاند.
پیشتر یک منبع مطلع به ایرانوایر گفته بود خانوادهها هیچ خبری از «محمود حسینیان»، پسرعمهاش «امیر حسینیان»، «حیدر خیاطیپور» و «جراح باویفرد» ندارند و نهادهای امنیتی نه میگویند این افراد کشته شدهاند، نه میگویند زندهاند و حتی انکار میکنند که نامشان را شنیدهاند. بر اساس این اطلاعات، همه بازداشتیهای آن شب، بهشدت در بازداشتگاه قرارگاه ابوالفضل العباس اهواز، متعلق به اطلاعات سپاه شکنجه شدهاند و اغلب در خطر صدور احکام سنگین زندان و اعدام قرار دارند.
«ناپدیدسازی قهری»، عبارتی حقوقی و به این معناست که فردی توسط ماموران دولتی، نهادهای سیاسی یا گروههای مورد حمایت حکومت ربوده یا مخفیانه بازداشت میشود و پس از آن، دولت یا نهاد مسوول از پذیرفتن بازداشت، اعلام سرنوشت یا فاش کردن محل نگهداری فرد امتناع میکند.
جمهوری اسلامی بارها از سوی فعالان حقوقبشر، بهویژه فعالان بلوچ، کُرد و عرب متهم به ناپدیدسازی قهری فعالان شده است. یکی از بارزترین این موارد ناپدیدسازی قهری «یوسف سیلاوی»، پدر دو «مونا» و «شیما سیلاوی»، فعال حقوقبشر و شهروند عرب اهوازی است که از آبان۱۳۸۸ که در اهواز در منزل خود بازداشت شده، از او هیچ خبری در دست نیست. آقای سیلاوی، متولد سال ۱۳۳۸ و در زمان ناپدیدشدن ۵۰ساله بوده.
او تکنسین بازنشسته نیروگاه رامین اهواز بود و از سفر سوریه که برای دیدار با دختران دانشجویش به این کشور رفته بود بازگشته بوده و در خانه تنها بود که ناپدید شد. خانواده او میگویند که نشانههایی از بازداشت پدرشان را در خانه یافتهاند، اما مقامهای جمهوری اسلامی هرگز در اینباره ابراز مسوولیت نکرده و درباره سرنوشت او به خانواده هیچ اطلاعی ندادهاند.
عضو سازمان حقوقبشر کارون که با ایرانوایر گفتوگو کرده با تاکید بر اینکه «هیچکس کشتهشدن امین ضامنی را در اعتراضات ندیده ولی او در محل سرکوب اعتراضات حضور داشته»، میگوید: «مساله اینجاست که ما بهعنوان یک نهاد حقوقبشری نمیتوانیم صد درصد بگوییم بازداشت شده، کشته شده یا مفقود است. نمیدانیم واقعا چه بلایی سرش آمده است ولی در سال ۱۳۹۸، گزارشهایی بود که افرادی که بازداشت میشدند و زخمی بودند یا تحت شکنجه مجروح شده بودند به درمان دسترسی نداشتند ولی با همان وضع آنها را میبردند انفرادی و شکنجه میکردند.»
او در پایان نیز به ستم و تبعیض سیستماتیک علیه مردم عرب در استان خوزستان اشاره کرده و میگوید شهروندان عرب آنقدر بیتوجهی در شنیده شدن درد و رنجشان دیدهاند که حتی درباره رسانهای شدن ناپدید شدن عزیزانشان فایدهای نمیبینند: «اینطور جا افتاده که حتی ما بگوییم کسی توجه نمیکند. با توجه به خطرهای امنیتی و تهدیدها و فشارها روی خانواده اغلب به این فکر میکنند حتی اگر اطلاعرسانی کنیم هم کسی اهمیت نمیدهد.»
او با تاکید بر اینکه بهرغم پیگیریهای خانواده، اطلاعات اندکی از ناپدید شدن امین ضامنی در رسانهها وجود دارد، میگوید: «حتی من به عنوان یک فعال حقوقبشر عرب وقتی جستجو کردم دیدم در رابطه با امین نوشته شده ولی اینقدر بیسروصدا نوشتند که کسی چیزی دربارهاش نمیداند. هفت سال چشمانتظاری واقعا دشوار است و این نادیده گرفتن رنج خانواده از چشمانتظاری برای جوان ۲۰سالهشان، دردناکتر است.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.