چرا اعتصاب دانشآموزان و دانشجویان میتواند به مطالبهای برای امنیت مراکز آموزشی تبدیل شود؟
محمدعلی غیبی – با رسیدن سال تحصیلی جدید، نگرانی بسیاری از خانوادهها از حضور فرزندان خود سر کلاسهای مدارس و دانشگاهها بسیار موجه است. در این روزهایی که زمزمهی جنگ باز رساتر به گوش میرسد، بسیاری به این فکر میکنند که چگونه شده است که وقتی رژیم جمهوری اسلامی بیشتر سال تحصیلی گذشته را، حتی در شرایط پیش از جنگ، غیرحضوری اعلام کرده بود، هماکنون با نهایت قدرت و افتخار اعلام میکند که در سال تحصیلی پیش رو تمام کلاسها حضوریاند.
بسیاری از دانشجویان حق دارند به این بیندیشند که آیا برنامهی رژیم این است که کلاسها را برای یک هفته حضوری برگزار کند تا از دانشجویان بیپناه و خانوادههایشان، که عمری اندوختهی خود را خرج تحصیل فرزندشان کردهاند، پول خوابگاه بگیرد و پس از آن اعلام کند که دستکم کلاسهای مقطع کارشناسی مجازی میشوند. اما به باور نویسنده، اینگونه پر کردن جیب سپاه، برنامهی اصلی رژیم نیست.
برای رژیمی که مردم ایران را دشمن خود میداند، به رگبار بستن معترضان را به یک اصل کاملا مسلم تبدیل کرده و هماکنون هم، چنانکه در خیابانها هویداست، سلاحهای سنگین و نیروهای مسلح را در هر خیابانی مستقر کرده است تا کوچکترین اعتراضی را با سرکوب پاسخ دهد، مردم ایران برای یک سوژهی تبلیغاتی مناسبترین گزینهاند. چنانکه پیشتر هم، واقعهی مدرسهی میناب به سوژهای تبلیغاتی برای حکومت در جنگ چهلروزه تبدیل شد تا رژیم نهایت بهرهی تبلیغاتی را از کشتهشدگان مدرسه ببرد.
اما هماکنون، یکی از راههایی که برای مردم ایران برای خنثی کردن آنچه نقشههای حکومت در قبال فرزندانشان میداند باقی میماند، اعتصاب فرزندان از حضور در کلاسهای درس مدارس و دانشگاههاست.
رژیم در طول چند ماه گذشته، مدارس را به قرارگاه نیروهای سرکوبگر و خوابگاهها را بعنوان آسایشگاه نیروهای خود استفاده کرده است و این مراکز هماکنون، در سیستمهای شناسایی ارتش آمریکا و اسرائیل بعنوان مراکز دارای کاربری نظامی ارزیابی شدهاند. حال اصرار رژیم، در آستانهی جنگ احتمالی جدید، بر حضور دانشآموزان و دانشجویان در مدارس و دانشگاهها، شک و تردید بسیاری ایجاد میکند.
حتی اگر آمریکاییها و اسرائیلیها هم در جنگ احتمالی مراکز آموزشی را هدف قرار ندهند، با شناختی که از سپاه و نیروهای نیابتی رژیم و حتی نیروهای انقلابی پیش از انقلاب در ماجرای سینما رکس آبادان داریم، هیچ شکی نیست که سپاه، مدارس و دانشگاهها را با موشکهای خود هدف قرار خواهد داد تا سوژهی مدرسهی میناب جدیدی ایجاد کند. بخصوص اگر رژیم سقوط خود را قطعی بداند ممکن است چنین رفتاری نه با یک مدرسه بلکه با دهها مدرسه و دانشگاه دیگر انجام دهد. آنچنانکه سابقهی سمپاشی در صدها مدرسه در سرتاسر کشور را دارد و رفتارهای دیوانهوارش در هنگام احساس خطر واقعی در کل جهان هم شناخته شدهاست.
ضمنا وقتی تیر رژیم در موشکباران کشورهای عربی به سنگ خورده، تصور اینکه برای تغییر رفتار آمریکا و اسرائیل، مراکز جمعیتی داخل ایران را بمباران کند هیچ دور از ذهن نیست. لذا تنها راه مقابله با چنین توطئههای رژیم، اعتصاب در مدارس و دانشگاهها است. همچنین باید از کمپین پدر و مادران ایرانی که تصمیم گرفتهاند فرزندان خود را راهی کلاس نکنند حمایت کرد تا تنها و بییار نمانند. دانشجویان کمترین کاری که میتوانند هم برای حفظ جان خود و هم برای کشور خود کنند، اعتصاب است. البته مدتی است که خود اساتید دانشگاهها هم برای افزایش حقوق خود در اعتصاب هستند. یک اعتصاب برای واداشتن رژیم برای مجازی کردن کلاسها کار دشواری نیست و حتی اعتصاب برای نابودی یک رژیم هم ظرفیت مسالمتآمیز بسیار بالایی دارد. امری که تاکنون در ایران، بر اثر سیاست گسترش عامدانهی فقر توسط رژیم بسیار مورد غفلت قرار گرفتهاست. همچنین رقابتهای ناسالم برای کسب نمرات از اساتید و همینطور سیاست سازمانیافتهای که به موجب آن اساتید به ناحق نمرات دانشجویان را ضایع میکنند و براساس استراتژی مشخصی بهدروغ به دانشجویان نمرهشان را بسیار کمتر از نمرهی واقعیشان اعلام میکنند، دانشجویان هم بهشدت به نمره وابسته شدهاند و این یک راهبرد دیگر سرکوب رژیم است.
البته برای دانشجویان، مجازی کردن کلاسها نباید نهایت مطالباتشان باشد. زمانی که دیگر حضور تروریستهای حشدالشعبی و دیگر عناصر شبهنظامی عراقی در دانشگاههای ایران به فاجعهای عظیم تبدیل شدهاست این وظیفهی دانشجویان است که کاری کنند.
تروریستهای عراقی در دانشگاه تنها کاری که نمیکنند درس خواندن است. عمدتا بیش از چهل سال سن دارند. تنها در راهروهای دانشگاه و خیابانهای شهر پرسه میزنند. آنها حتی در کلاسها هم حضور نمییابند و به دانشجویان ایرانی به دیدهی تحقیر مینگرند. برگههای امتحان را خالی تحویل استادان میدهند و اگر استادی نمرهای کمتر از حد ممتاز به آنها بدهد مدام تماسهای تهدیدآمیزی از حراست و مدیریت دریافت میکند. خبر تجاوزات جنسی متعدد این بیسروپاهای عراقی در شهرهای ایران از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب، غرور این ملت را جریحهدار میکند. تروریستهای عراقی با دلارهای خود در ایران پادشاهی میکنند. گرانقیمتترین رستورانها و هتلها تنها برای خدمترسانی به آنها کار میکنند.
ماجرای سرکوب اعتراضات با تروریستهای عراقی هم برای مردم کاملا پذیرفته شده است. اما بدتر از همه ماجرای صیغههایی است که ننگ آن در صورت سکوت مردم ایران تا هزاران سال دیگر از چهرهی این ملت پاک نخواهد شد. تروریستهای عراقی که فکر میکنند با دلارهای خود میتوانند هر حقارتی را بر ملت ایران تحمیل کنند باید توسط این ملت به شدیدترین شکل ممکن کیفر ببینند. اولین و کمهزینهترین گامی که دانشجویان میتوانند بردارند این است که اعلام کنند تا زمانیکه تمام «دانشجویان» عراقی از تکتک دانشگاههای کشور اخراج نشوند به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.
اکثریت قاطع مردم ایران، یعنی مخالفان رژیم، مردمانیاند که حتی به کشتن یک مورچه هم راضی نمیشوند و حتی اگر بدانند با ذرهای کج کردن راه خود مورچهای زیر پایشان نخواهد ماند چنین میکنند. حال چه برسد به کشتن بیش از چهلهزار ایرانی؛ کشتن مادران و پدران بیشمار فرزند خردسال یا نوجوان و آتش زدن بهخانههای مردم. یا کشتار فرزندانی که تنها عزیز خانوادهی خود بودند و کشتار بیشمار جوانانی که به تازگی ازدواج کردهبودند یا محبوب دل عزیزان خود بودند. و ننگینتر از همه، آوردن مشتی بیسروپای عراقی برای کشتار یا گشتزنی در خیابانها و دانشگاههای ایران است. طوریکه فرصت یابند تحقیری که در جنگ هشتساله نتوانستند بر مردم ایران وارد کنند را هماکنون به این ملت ستمدیده تحمیل کنند.
آنهایی که همچنان از رژیم طرفداری میکنند یا جنایتهایش را انکار یا توجیه میکنند یا روایتسازیهای حقیرانهاش در صداوسیما و تسنیم و فارس و کانالهای خبر فوری و … را تکرار میکنند، خوب بدانند که رسوایی همینگونه به سراغ انسانها میآید. آنها بدون آنکه خود بفهمند مرتکب ننگینترین اشتباهات و گرفتار شدن در چرخهای از رسواییها خواهندشد که فرزندانشان هم سالهای طولانی در هر جمعی سرافکنده خواهند بود. چنانکه بسیاری از خانوادههای ملاها و سپاهیها و دیگر خانوادههای اصطلاحا «مذهبی» دچار چنین رسواییهای خانوادگی هستند.
مردم ایران هم بیکار نخواهند نشست. آنها در طول تاریخ ثابت کردهاند که همواره پای کار هستند. آنها هیچگاه در طول تاریخ ستمی را برنتابیدهاند و ثابت کردهاند که پیروزی نهایی همواره با مردم ایران است. مردمی که حتی اگر بر اثر توطئههای بیپایان این رژیم بیسروپا رمق و ثروت و عزیزان خود را از دست دادهاند اما همچنان پاکی و خلوص نیت و صفای دل خود را حفظ کردهاند. آموزش کشتار ملت با سلاح جنگی برای طرفداران رژیم یا یاد دادن مردم به خبرچینی علیه همدیگر و همچنین نفاقافکنی رژیم در میان استانها و شهرهای ایران و پروپاگاندای فعالان رسانهایاش در پرسروصدا کردن آن حقیرانهترین رفتار رژیم است که البته تأثیری جز رسوایی بیشتر طرفداران رژیم نخواهد داشت. روزنامهی کیهان شریعتمداری که اعلام میکند «از نظر اقتصادی در وضعیت بحرانی نبوده و به آن نزدیک هم نیستیم» با مجری زن صدای آمریکا که قیام مهسا را در ضدیت با خیزش ملی شیر و خورشید قرار میدهد هر دو در یک حدی واقعیات جامعهی ایران را به سخره میگیرند. غافل از آنکه در کل جهان هیچ اسطوره و روایتی نیست که پایان آن پیروزی راستی و درستی بر دروغ و دغل نباشد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.