شاهزاده رضا پهلوی در «تایمز بروکسل»: اروپا باید در کنار مردم ایران بایستد
شاهزاده رضا پهلوی که این روزها طی سفر اروپایی خود در کشورهای بلژیک و آلمان حضور مییابد، سهشنبه ۱۲ آبانماه ۱۴۰۵ برابر با سوم نوامبر ۲۰۲۶ در مقالهای جامع و تأثیرگذار که در «تایمز بروکسل» منتشر شده، از جمله بر نقش کشور بلژیک و پایتخت آن در مبازات ملت ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی تأکید کرده است.

متن کامل این مقاله را در ادامه میخوانید.
بروکسل در تاریخ مبارزات ملت ایران برای دستیابی به آزادی و دموکراسی جایگاهی ویژه دارد. بیش از یک قرن پیش، هنگامی که ایرانیان در جریان جنبش مشروطه نخستین قانون اساسی خود را تدوین میکردند، قانون اساسی بلژیک را یکی از الگوهای خویش قرار دادند.
این هفته به بروکسل سفر میکنم؛ شهری که نهادهای اروپایی مستقر در آن، نگاهبانی از منافع، آزادی، رفاه و آیندهی ۴۵۰ میلیون شهروند اروپا را بر عهده دارند.
در جریان این سفر، با رهبران پارلمان اروپا از احزاب و گرایشهای سیاسی گوناگون دیدار و گفتگو خواهم کرد. همچنین با شماری از اعضای دولت و پارلمان بلژیک ملاقات خواهم داشت.
پیام من به تمامی آنان روشن و یکسان خواهد بود: سیاست اروپا در قبال جمهوری اسلامی به شکست انجامیده است و نمایندگان منتخب مردم اروپا از جمله کسانی هستند که بیش از دیگران در موقعیتی قرار دارند که میتوانند این سیاست را تغییر دهند. تغییری که نهتنها به سود ملت ایران، بلکه در راستای منافع و امنیت اروپا و شهروندان آن نیز خواهد بود.
اروپا برای شناخت ماهیت و کارنامهی جمهوری اسلامی نیازی به معرفی این رژیم ندارد. تنها در سالهای اخیر، همینجا در بلژیک، فردی که در پوشش دیپلمات جمهوری اسلامی فعالیت میکرد، به اتهام دست داشتن در توطئهی بمبگذاری در فرانسه، در دادگاهی در شهر آنتوِرپ محکوم شد. یک امدادگر بلژیکی [در ایران] به گروگان گرفته شد تا سرانجام در ازای آزادی همان دیپلمات محکومشده، آزاد گردد. در همین حال، یک پژوهشگر دانشگاهی که سابقهی تدریس در دانشگاه آزاد بروکسل را دارد، یک دهه است که در تهران در خطر حکم اعدام بسر میبرد.
در آلمان، فرانسه، ایتالیا، سوئد و دیگر کشورهای اروپایی نیز شبکههایی از عوامل افراطی که از سوی جمهوری اسلامی تأمین مالی میشوند، سرگرم طراحی و تدارک حملات تروریستی هستند.
اتحادیه اروپا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است. اقدامی مثبت که باید از آن استقبال کرد. با اینهمه، سیاست اروپا در قبال تهران همچنان تا حد زیادی بر مماشات با جمهوری اسلامی استوار است؛ سیاستی که زمامداران این رژیم به خوبی از آن آگاه هستند و در محاسبات خود بر تداوم آن حساب میکنند.
اروپا در پذیرش این واقعیت که جمهوری اسلامی رژیمی ضعیف، متزلزل و گرفتار شکافها و اختلافات عمیق درونی است و سرانجام فرو خواهد پاشید، بیش از اندازه تعلل ورزیده است. در ماه ژانویه، میلیونها ایرانی از سراسر کشور، از تمامی استانها و از اقشار و طبقات گوناگون جامعه، علیه جمهوری اسلامی بپا خاستند. تنها در دو شب، بیش از ۴۰ هزار تن از آنان به خاک و خون کشیده شدند.
از آن پس، جمهوری اسلامی آموخته است چگونه بیآنکه کشتارهایش به صدر اخبار رسانهها راه یابد، همچنان به کشتن ادامه دهد. زندانیان را هربار یک یا دو نفر به چوبهی دار میسپارد و شماری را نیز در ملاء عام از جرثقیل حلقآویز میکند. از ماه ژانویه تا کنون، بیش از ۷۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و در حال حاضر نیز بیش از ۱۰۰ تن از معترضان با خطر اجرای حکم اعدام روبرو هستند.
این شیوهی رفتار حکومتی نیست که به اقتدار و بقای خود اطمینان داشته باشد، بلکه به جانوری زخمخورده میماند که از سر درماندگی به هر سو چنگ میاندازد و دندان نشان میدهد و میآزماید که تا کجا میتواند به خشونت و سرکوب ادامه دهد، بیآنکه بهایی برای آن بپردازد.
رژیمی با چنین ماهیت و کارنامهای نمیتواند شریکی قابل اعتماد باشد. جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال گذشته پیوسته دروغ گفته و هربار که پای میز مذاکره نشسته، هدفی جز خریدن زمان نداشته است. هرگونه توافق با این رژیم نیز تنها تا زمانی دوام خواهد آورد که فرصت و توان کافی برای نقض آن را به دست نیاورده باشد. به محض آنکه زمان لازم را خریده و قدرت خود را بازیافته باشد، همان توافق را نیز زیر پا خواهد گذاشت.
جمهوری اسلامی با حمایت از جنگ روسیه علیه اوکراین، تلاش برای دستیابی به جنگافزار هستهای، توسعهی موشکهایی که بُرد آنها به خاک اروپا میرسد، باجخواهی از کشورهای اروپایی از طریق بستن تنگهی هرمز و دست زدن به اقدامات تروریستی در خاک اروپا، امنیت این قاره را به مخاطره انداخته است.
از این رو، ایستادن در کنار ملت ایران نه اقدامی از سر خیرخواهی و نوعدوستی، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای تأمین امنیت ملی اروپا و حفاظت از منافع و امنیت شهروندان آن است.
ایرانیان چشمانتظار آن نیستند که جهانیان برای نجات آنان به میدان بیایند. آنان خود برای رهایی از جمهوری اسلامی مبارزه میکنند و از من خواستهاند رهبری این مبارزه را بر عهده بگیرم.
من برای سرنگونی جمهوری اسلامی طرح و برنامهای مشخص دارم: شکل دادن به جنبشی فراگیر در تمامی شهرها و شهرستانهای ایران، تعمیق شکافها و اختلافات درونی رژیم و ترغیب نیروهای امنیتی به جدا شدن از آن و پیوستن به مردم، گرد آوردن ایرانیان خارج کشور در گستردهترین ائتلاف ممکن، و جلب حمایتهای عملی و مؤثر از خارج کشور. هدف من از سفر به بروکسل نیز دستیابی به همین حمایتهاست.
این ائتلاف، گسترهای به وسعت سراسر ایران دارد و تمامی طیفهای سیاسی و اجتماعی را در بر میگیرد: از چپ تا راست، از جمهوریخواهان تا پادشاهیخواهان، و از تمامی اقوام و گروههای مذهبی در مناطق مختلف کشور.
آنچه این مجموعهی متنوع را به یکدیگر پیوند میدهد، پایبندی به چهار اصل بنیادین است: حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران، جدایی دین از حکومت، تضمین حقوق فردی تمامی شهروندان، و به رسمیت شناختن حق ملت ایران برای تعیین نوع نظام سیاسی آیندهی کشور از طریق انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه.
در این جنبش، برای هر فرد و جریان سیاسی که این چهار اصل را بپذیرد، جایگاه و امکان مشارکت وجود دارد. حتی برای کسانی که با من و دیدگاههایم اختلاف نظر دارند.
ما همچنین خود را برای فردای پس از جمهوری اسلامی آماده میکنیم. در چارچوب «پروژه شکوفایی ایران»، گروهی از کارشناسان، متخصصان و مدیران فنی و اجرایی در دهها حوزه گوناگون، سرگرم تدوین برنامهها و پیریزی بنیانهای لازم برای استقرار یک نظام دموکراتیک باثبات و پایدار هستند. هدف من دستیابی به ثباتی ماندگار و بلندمدت است، نه کسب یک پیروزی شتابزده و زودگذر.
آنچه ملت ایران از اروپا انتظار دارد، ابراز همدردی و دلسوزی نیست، بلکه پایان دادن به سیاستی است که همچنان برای نجات رژیمی رو به زوال، طناب نجات به سوی آن میاندازد. اروپا خود به خوبی میداند که چگونه باید به این سیاست پایان دهد.
پس از تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، کشورهای اروپایی مأموران اطلاعاتی روسیه را که در پوشش دیپلماتیک فعالیت میکردند، از خاک خود اخراج کردند، شبکههای مالی و اقتصادی وابسته به ثروتمندان بانفوذ روس را هدف تحریم قرار دادند، داراییهایی را که به نام بستگان و عوامل نیابتی آنان پنهان شده بود، شناسایی و ردیابی کردند و حسابهای بانکی و املاک و مستغلات مجلل آنان را مسدود ساختند.
جمهوری اسلامی نیز باید با همان تدابیر و محدودیتها روبرو شود و پارلمان اروپا میتواند در پیشبرد و اجرای چنین سیاستی نقشی پیشگام بر عهده بگیرد.
نمایندگان پارلمان اروپا میتوانند در پنج زمینهی مشخص و مؤثر دست به اقدام بزنند:
نخست: تعیین معیار و پیشگامی در تغییر سیاست اروپا
پارلمان اروپا سالها خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی بود. خواستهای که سرانجام در ماه ژانویه [۲۰۲۶] تحقق یافت. اکنون این نهاد باید با بهرهگیری از قطعنامههای خود، از شورای اتحادیهی اروپا و کمیسیون اروپا بخواهد همان مجموعه تدابیر و ساز و کارهایی را که پیشتر علیه روسیه به کار گرفته شد، در قبال جمهوری اسلامی نیز به اجرا بگذارند.
از جمله این اقدامات، تشکیل کارگروهی ویژه، مشابه کارگروهی است که اروپا برای مسدود کردن و توقیف داراییهای ثروتمندان بانفوذ روسیه ایجاد کرده است. کارگروهی با مأموریت شناسایی صاحبان اصلی و ذینفعان واقعی داراییها، افشای شبکههای پنهان مالکیت، تعطیل کردن شرکتهای پوششی و صوری، و شناسایی و مسدود ساختن ثروتهای پنهان جمهوری اسلامی و وابستگان آن.
دوم: اعمال فشار بر دولتهای عضو اتحادیهی اروپا برای اخراج عوامل و برچیدن شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی
این اقدامات نباید تنها به اخراج دیپلماتهای رژیم محدود بماند، بلکه باید مأموران و عوامل عملیاتی سپاه پاسداران، بستگان و نزدیکانی را که ثروت و داراییهای رژیم به نام آنان نگهداری میشود، و همچنین واسطهها و کارگزارانی را در بر بگیرد که در پولشویی، دور زدن تحریمها، تهدید و ارعاب مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور و خرید املاک و مستغلات به نمایندگی از رژیم نقش دارند.
پارلمانهای ملی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز میتوانند با طرح مکرر و صریح این مطالبات و اعمال فشار مستمر بر دولتهای متبوع خود، بر ضرورت اقداماتی تأکید کنند که اجرای آنها مدتهاست به تأخیر افتاده است.
سوم: بهرهگیری از اهرم بودجه و اختیارات مالی پارلمان اروپا
پارلمان اروپا در تصمیمگیری دربارهی بودجهی اتحادیهی اروپا از اختیارات مشترک برخوردار است. این نهاد میتواند با اختصاص منابع مالی لازم به ابزارهای اینترنتی که هنگام قطع اینترنت از سوی جمهوری اسلامی، امکان حفظ ارتباط ایرانیان با شبکهی جهانی اینترنت را فراهم میکنند، مانع از آن شود که ۹۰ میلیون ایرانی بار دیگر ارتباطشان با جهان قطع شود.
چهارم: اجازه ندهید شجاعت و جانفشانی مردم ایران به اعداد و ارقام در گزارشها تقلیل یابد
امروز بیش از ۱۰۰ تن از معترضان در ایران با خطر اجرای حکم اعدام روبرو هستند. نمایندگان شماری از پارلمانهای اروپایی با بر عهده گرفتن کفالت سیاسی زندانیان به صورت فردی، نام و سرنوشت آنان را بارها و آشکارا مطرح کرده و در برابر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی قرار دادهاند.
جمهوری اسلامی زندانیان را هربار یک یا دو نفر به چوبهی دار میسپارد، زیرا بر این تصور است که کسی نظارهگر این اعدامها نیست و سرنوشت قربانیان در سکوت و بیخبری به فراموشی سپرده خواهد شد. هر نمایندهی پارلمان اروپا که کفالت سیاسی یک زندانی را بر عهده بگیرد، این تصور رژیم را باطل میکند و نشان میدهد که اعدام زندانیان و سرکوب معترضان در ایران از چشم جهانیان پنهان نخواهد ماند.
پنجم: همکاری با ما برای تسهیل و تسریع جدایی نیروها و کارگزاران از ساختار جمهوری اسلامی
دوران گذاری که ما در پی آن هستیم، نباید به فاجعهای مشابه آنچه در جریان بعثزدایی در عراق روی داد، منتهی شود. مقامات و کارگزاران جمهوری اسلامی که از رژیم جدا شوند و در کنار ملت ایران قرار گیرند، در ایران آینده، جایگاهی خواهند داشت.
ما تا کنون در این زمینه پیشرفتهایی داشتهایم. از شما میخواهیم با همکاری و حمایت خود، به گسترش و شتاب بخشیدن به این روند یاری رسانید.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.